الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

30

الغدير ( فارسي )

براى آنكه خبر صحيح اينستكه او بالاى منبر رفت و گفت : بدرستيكه خدا و رسول او حلال كردند براى شما دو متعه را و من حرام كننده‌ام آن دو را بر شما و كيفر ميكنم بر آن پس قبول كرديم شهادت او را و نپذيرفتيم تحريم او را . 6 - طبرى در تاريخش ج 5 ص 32 نقل كرده از عمران بن سواده گويد : نماز صبح را با عمر بجا آوردم پس قرائت كرد سبحان و سوره اى را با آن پس از آن منصرف شد و برخاستم با او پس گفت آيا حاجتى دارى گفتم ، حاجتى دارم ، گفت : پس ملحق شو ، گويد پس ملحق شدم و چون داخل منزل شد به من اجازه داد پس ديدم او بر روى تختى است كه بالاى آن چيزى نيست ، پس گفتم : نصيحتى دارم ، گفت مرحبا آفرين بر ناصح و خير خواه در صبح و شام . گفتم : امّت تو چهار عيب از تو گرفته است ، گفت پس سر شلاقش ( درّه ) را گذارد در زير چانه اش و ته آن را بر رانش سپس گفت ، بيار ، گفتم : ‹ 1 › يادآور شدند كه تو عمره را حرام كردى در ماه‌هاى حج و حال آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و ابو بكر . . . اين كار را نكردند و آن حلال بود ، عمر گفت : آن حلالست اگر ايشان عمره ميكردند در ماه‌هاى حج ميديدند آن را كه كافى از حجشانست پس اين مقدار و اندازه مقدار سال آن خواهد بود پس ايّام حجشان ميگذرد و آن بهائى و نوريست از نور خدائى درست رفتم . گفتم : و ميگويند كه تو حرام كردى متعه زنان را و آن رخصتى از خدا بود كه ما از آن بهرمند ميشديم بمشتى گندم يا خرما و بعد از سه روز ( و يا سه بار آميزش ) از هم جدا ميشديم .